اندازه‌ی متن:

به کوشش فاطمه حسینی امامی

پژوهش‌ورزی و انجام پروژه‌های تحقیقاتی همواره با سختی‌هایی روبه‌رو بوده است. این سختی‌ها در گام‌های اول مسیر پژوهش بیشتر به چشم می‌آید؛ چراکه معمولاً ابهامات و پرسش‌های بی‌پاسخ بسیاری پیش‌روی پژوهشگران نوپا، خصوصاً پیش روی دانشجویانی است که در پی انتخاب یک موضوع پژوهشی و پیشبرد آن در محیط‌های دانشگاهی‌اند.
آسمانه در سلسله‌گفت‌وگوهای «یک تحقیق، یک تجربه» تلاش می‌کند با همراهی جمعی از دانش‌آموختگان مطالعات معماری ایران و دیگر پژوهشگران، ابهامات موجود در آغاز مسیر پژوهش را نمایان و راهکارهایی برای هموار کردن این مسیر پیشنهاد دهد. این‌ گفت‌وگوها بر چگونگی انتخاب یک موضوع پژوهشی، چگونگی تدقیق و پیشبرد آن، و چگونگی جمع‌آوری داده در حوزه‌های موضوعی گوناگون متمرکز است و در نهایت تأثیرات تجربه‌ی یک تحقیق دانشگاهی را بر حرفه‌ی امروزی پژوهشگر می‌سنجد.


در نخستین گفت‌وگو از سلسله‌گفت‌وگوهای «یک تحقیق‌، یک تجربه» با هدی بهجت‌پناه درباره‌ی موضوع پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشدش در رشته‌ی مطالعات معماری ایران گفت‌وگو کردیم. «شهر تهران از منظر مراکز داد‌‌و‌ستد کتاب: از ابتدای دورۀ قاجاریه تا ابتدای دورۀ پهلوی» عنوان پژوهش پایان‌نامه‌ی وی در دانشگاه شهید بهشتی است.
هدی بهجت‌پناه در گفت‌وگو با ما از چگونگی تعیین موضوع این پژوهش و پیشبردش و نیز از جایگاه پژوهش در جامعه‌ی امروز ایران و زندگی حرفه‌ای خود سخن کرده است.


۱ـ پژوهش بر این موضوع را برای چه نهاد یا سازمانی انجام دادید؟
موضوع مذکور، موضوع پایان‌نامه‌ی من در مقطع کارشناسی ارشد رشته‌ی مطالعات معماری ایران در دانشگاه شهید بهشتی بود.
۲ـ ایده‌ی پژوهش بر چنین موضوعی از کجا آمد؟
ایده­‌ی این پژوهش پیشنهادی از طرف یکی از استادان، از طرف آقای دکتر قیومی بود. در ابتدا قرار بر این بود  روی موضوع دیگری کار کنم. سفر به شهرستان لازمه‌ی تحقیق بر آن موضوع اول بود و برای من شرایط حضور در محل سخت بود. در نتیجه موضوع هم تغییر کرد و به پیشنهاد استاد، روی این موضوع کار کردم.
۳ـ یعنی دغدغه یا سلیقه­‌ی شخصی در انتخاب این موضوع دخیل نبود؟
خیر.
۴ـ لزوم انجام این پژوهش چه بود؟
در دوره­‌ی ما و فکر می‌­کنم در دوره‌­‌ی بعد از ما نیز،[موضوع پایان‌­نامه­‌ها] درباره­‌ی تحولات شهر در دوره­‌ی قاجاریه بود که من هم یکی از گوشه‌های این پژوهش بودم.
۵ـ چه مراحلی را برای انجام این پژوهش طی کردید؟
در جایگاه یک دانشجو آشنایی چندانی با موضوع نداشتم و تا مدتی با مطالعه‌­‌ی تاریخ‌نامه­‌های قاجاری، کتاب‌‌های مربوط به تاریخ تهران، منابع دست دوم و اصولاً هر منبعی مربوط به «کتاب» در شهر تهران سعی کردم با موضوع آشنا شوم و ذهنیتی نسبت به آن پیدا کنم. برای شناخت تهران به مطالعه‌ی نقشه‌­ها پرداختم و مراکز مهم همچون ارگ و بازار و محلات شهر را شناختم. علاوه بر این، به سراغ منابعی خارج از حوزه­‌ی تاریخ، یعنی درباره­‌ی فرهنگ و کتاب و نشر در این دوره رفتم و با مطالعه­‌ی آنها به منابع دست اول ­رسیدم. پس از آشنایی با منابع این دوره، به سراغ منابعی با موضوعات مربوط به صنعت چاپ رفتم و تاریخ‌‌های مربوط به این حوزه را شناختم.
همزمان با مطالعه­‌ی نقشه‌ها، و با تطبیق نقشه‌ها و آمارهایی از دوره‌ی قاجاریه، حرفه­‌های مربوط به موضوعم همچون چاپچی و کتابفروش را دنبال کردم و از همین مسیر با روزنامه‌­‌ها و [چاپ مطبوعات] آشنا شدم؛ چون مقوله‌ی چاپ و روزنامه به‌نوعی با هم مرتبط بود. اصلاً با همه­‌گیر شدن چاپ روزنامه‌­ها بود که چاپ کتاب رونق گرفت. به این ترتیب وارد مقوله‌ی روزنامه‌ها شدم. خود روزنامه‌ها و آگهی‌هایی که در روزنامه‌ها منتشر می­‌شد نیز از منابع مهم به شمار می‌­رفت. همزمان به صورت موازی در سفرنامه‌ها و خاطرات به دنبال رد پای کتاب‌فروش‌ها، مراکز چاپ کتاب و چاپخانه‌­‌ها بودم. تا مدت زیادی این اطلاعات را از این منابع استخراج کردم. بررسی روزنامه‌ها زمان زیادی برد؛ چون تعداد روزنامه‌ها، خصوصاً در اواخر دوره­‌ی ناصری و اوایل مشروطه زیاد بود. پس از جمع­‌آوری اطلاعات به‌تدریج شروع به نوشتن کردم. در آن زمان به تصویری کلی از کتاب و چاپ رسیده بودم و می­‌خواستم این اطلاعات را با [رویدادهایی که در شهر اتفاق می­‌افتاد] منطبق کنم.  ساختار کلی پایان‌­نامه را به دست آورده بودم و نوشتن را ادامه دادم.
۶ـ تدقیق هدف پژوهشتان به چه صورت انجام گرفت؟
در اواخر [مراحل] پژوهش بود که به این نتیجه رسیدم که باید برای تحقیقم یک بازه‌­‌ی زمانی داشته باشم. [جغرافیای کار مشخص بود و] داشتم روی شهر تهران کار می‌­کردم. لازم بود که یک بازه­‌ی زمانی داشته باشم تا محدوده­‌ی مکانی هم مشخص باشد؛ چرا که مکان مراکز کتابفروشی در طول تاریخ تغییر می­‌کرد. من بازه­‌ی زمانی کار را پایان دوره­‌ی قاجاریه در نظر گرفتم؛ چون این زمانی بود که [صنعت] چاپ رونق گرفته بود و مراکزی به نام کتابفروشی در بازار در کنار دیگر اصناف وجود داشت.  در این دوره دو مرکز کتاب‌فروشی در شهر بود؛ یکی اولِ بازار بین‌الحرمین بود و در خیابان ناصریه (ناصرخسرو فعلی)، و مرکز بعدی که خیابان شاه‌آباد و اطراف میدان بهارستان بود. من این دو مرکز را در این پژوهش در نظر گرفتم. مسئله‌ی دیگری که در این موضوع به نظرم آمد، که پس از دفاع متوجهش شدم و لازم بود در مقدمه­‌ی پژوهشم به آن اشاره می­‌کردم، این بود که من باید توضیحی می‌دادم راجع به اینکه اصلاً منظور من از مراکز کتابفروشی چیست. مثلاً  اگر ما به کتابفروش فکر بکنیم، این کتابفروش می‌تواند دستفروش باشد. کما اینکه فروشندگان دوره­‌گردی هم وجود داشتند. من باید مشخص می­‌کردم که چرا این دستفروش‌ها یا حتی این دوره‌گردها یا حتی چاپخانه‌ها موضوع کار من نیستند یا به‌نوعی از دایره‌ی پژوهش من خارج‌اند. بعد از دفاع متوجه این نکته شدم و به همین خاطر مجبور بودم که بعد از دفاع تغییری در مقدمه‌ی پایان‌نامه‌ام اعمال کنم.
۷ـ به منابع اطلاعاتی‌تان اشاره کردید. چگونه به آنها دست یافتید؟
منابع من اکثراً اسناد و کتاب‌‌هایی بودند که در انواع کتابخانه‌ها و مراکز اسناد در دسترس بود؛ مثل کتابخانه­‌ی مجلس، کتابخانه­‌ی ملی به‌طور خاص، و کتابخانه­‌ی دیگری مربوط به تاریخ معاصر ایران در خیابان فرشته. منابع تصویری را نیز از آرشیو کتابخانه­‌ها، آرشیوهای آنلاین و آرشیو­های بین­‌المللی مثل اسمیت سونیون و آلبوم‌خانه‌ی کاخ گلستان به دست آوردم.  البته یادم است تصاویر جدید یا نادیده‌ای از آلبو‌م‌خانه به دستم نیامد. عکس‌هایی که در آنجا یافتم را پیش‌تر در منابعی همچون برخی مقالات و کتاب‌ها نیز دیده بودم. دسته‌ای از منابع تصویری هم نقشه‌هاست که آن زمان در دست ما و سایر دانشجویان بود و از یکدیگر می‌گرفتیم. آن زمان مأخذ اصلی آنها را نمی‌دانستیم و دوستان و استادان راهنمایی‌مان می‌کردند.
۸ـ چه مدتی به جمع‌آوری داده پرداختید؟
حدوداً یک سال.
۹ـ با داده‌های به‌دست‌آمده چه کردید؟
از نرم‌­افزار زوترو (Zotero) برای فیش‌­برداری استفاده کردم. در واقع اطلاعاتی که از منابع دست اول و دست دوم به‌دست می‌­آوردم را در آنجا جمع‌آوری می­‌کردم. در کنار عکس‌ها و نقشه­‌ها نیز اطلاعات لازم را یادداشت می­‌کردم. بخش دیگری از داده­‌های من اطلاعات آماری بود که برای ساماندهی‌شان از اکسل استفاده کردم؛ ساماندهی داده‌هایی شامل اسم کتاب، محل نشر، محل مغازه، نام فروشنده و… . به این ترتیب می‌توانستم این اطلاعات و سیر تحولات مربوط به هر عنوان را در یک نگاه ببینم. این جداول که در انتهای پایان‌­نامه پیوستشان کردم، شامل موقعیت مغازه‌هایی  بود که شناسایی کردم؛ مثلاً فلان مغازه در کجای بازار یا شهر بود؛ فروشنده‌ی­ آن که بود و در چه سالی فعالیت داشت. در کنار اینها، منابع این اطلاعات را هم نوشته بودم. این مهم بود که منابع این داده‌ها را مشخص کنم؛ مثلاً در کدام روزنامه اسمی از فروشنده‌­ای آمده و این کتابفروش بعداً کجای شهر مغازه گرفته و …؛ یعنی می‌­توان تغییر مکان این افراد را هم تا اندازه‌ای با توجه به منابع دنبال کرد.
۱۰ـ ساختار کارتان را چگونه تعریف کردید؟
ساختار کلی کار من منطبق بر مراکز فروش کتاب بود؛ مثلاً مرکز شماره­‌ی یک بازار بود در دوره‌ی اول، و بعد از آن مرکز شماره­‌ی دو در دوره­‌ی دوم [که پیش‌تر به آن اشاره کردم]. فصول پایان­‌نامه‌ی من منطبق بر این مراکز بود. همچنین لازم بود در فصول دیگر به پرسش­‌های دیگری پاسخ دهم؛ مثلاً اینکه اساساً مرکز کتابفروشی یعنی چه؟ ما در چه زمانی می‌­توانیم از وجود چیزی به نام مرکز کتابفروشی صحبت کنیم؟ در بخش دیگری به اهمیت بازار در شهر تهران و وجود راسته­‌ی کتابفروشی­‌ها پرداختم. این ساختاری بود که در نهایت به آن رسیدم؛ اما خیلی طول کشید. من حدوداً ۹ ماه مشغول جمع­‌آوری اطلاعات بودم و همچنان ذهنیت روشنی درباره­‌ی این ساختار نداشتم. پس از آن که نوشتن را شروع کردم به‌تدریج این ساختار شکل گرفت.
۱۱ـ آیا این ساختار طی جست­‌وجوی منابع تغییر کرد؟
تقریباً همان ساختاری بود که در مراحل ابتدایی به آن رسیدم. البته که ساختار هر فصل در ابتدا روشن و مشخص نبود و در مسیر نوشتن معلوم شد. الآن که به آن فکر می­‌کنم، می­‌توانست بهتر باشد.
۱۲ـ در ابتدای گفت‌وگو گفتید که انتخاب این موضوع، انتخاب نخست شما نبود. آیا تصوری برای پیشبرد کار یا نتایج احتمالی‌اش داشتید؟
چون از ابتدا دغدغه‌‌ای شخصی برای کار بر این موضوع نداشتم، هیچ ایده‌ای هم راجع به اینکه مثلاً به چه چیزی خواهم رسید نداشتم. در نتیجه انگار با چشم بسته وارد این مسیر شدم و در همین مسیر به یک تصویر [نهایی از موضوع] رسیدم.
۱۳ـ آیا این پژوهش نقطه­‌ی پایانی داشت؟ یا دارد؟
می‌­توانم بگویم نه؛ به این علت که تحولات شهری همچنان ادامه دارد و در نتیجه تحولات [نهاد]  کتابفروشی هم همراه با تحولات شهر ادامه دارد. در نتیجه ادامه­‌ی این تحقیق می‌­تواند در بازه­‌ی زمانی بعد از آن هم ادامه داشته باشد؛ مثلاً [بررسی] مراکز کتابفروشی در دوره­‌ی بعد از قاجاریه تا دوره­‌ی معاصر. با در نظر گرفتن این تغییر [زمانی]، خود موضوع هم در طول این دوره­‌های تاریخی تغییر می­‌کند؛ مثلاً آنچه که ما حتی تا اواسط دوره‌ی پهلوی، مرکز کتابفروشی می‌­نامیم، شاید در دوره­‌های بعد دیگر کیفیتی شبیه به قبل نداشته باشد و فضاهای دیگری جایگزین آنها شده باشد. در نتیجه با یک تحول موضوعی هم روبه‌­رو خواهیم بود. ادامه‌ی پژوهش می­‌تواند هم شامل تحول مکانی و هم تحول نهاد باشد.
۱۴ـ اگر اکنون فرصتی داشتید تا دوباره بر این موضوع کار کنید، با توجه به تجارب کنونی‌تان، چه اقداماتی را انجام می‌دادید و چه اقداماتی را انجام نمی‌دادید؟
همان‌طور که پیش‌تر گفتم، این موضوع را می‌توان ادامه داد. می‌­توانم به همان شیوه‌ای که قبلاً شروع کردم، داده­‌های مورد نظر را جمع آوری کنم و ادامه دهم. علاوه بر این، اکنون دانش تاریخی غنی‌تری نسبت به دوران دانشجویی کسب کرده‌ام؛ مثلاً درباره‌ی تاریخ مشروطه یا تحولات جامعه‌شناختی جامعه‌ی ایران یا تحولات اقتصادی جامعه‌ی ایران بیشتر می‌دانم. اگرچه در ظاهر این دانش مربوط به پژوهش من نیست،  مسلماً به عنوان دانشجو یا فارغ‌‌التحصیل این رشته لازم است با سیاق تاریخی رویدادها آشنا باشم. طبیعی است که در زمان نگارش پایان‌­نامه فرصت مطالعه­‌ی منابع مربوط به تاریخ سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران را نداشتم. فکر می‌کنم که اندوخته‌­‌های تاریخی مربوط به این دوره، که در سال­‌های اخیر کسب کرده‌­ام، می­‌تواند در غنی‌­تر شدن این کار مؤثر باشد.
من گمان می‌کنم یکی از ایراداتی که در طول پایان­‌نامه داشتم این بود که نوشتن را دیر شروع کردم. کاش وقت بیشتری برای نوشتن داشتم. البته زمانی که برای جمع‌­آوری داده‌‌ها صرف کردم، لازم بود؛ اما اگر مدت زمان بیشتری را صرف نوشتن می­‌کردم، احتمالاً نتیجه‌ی کار پخته­‌تر می­‌شد.
۱۵ـ هم‌اکنون هم در حیطه‌ی پژوهش مشغولید؟
گاهی بله. اگر کاری در این حوزه پیش بیاید انجام می‌­دهم؛ ولی بیشتر مشغول کار طراحی معماری هستم.
۱۶ـ چه تفاوتی میان پژوهش‌های دانشگاهی با برخی پروژه‌های پژوهشی خارج از دانشگاه که انجام داده‌اید می‌بینید؟
به نظر من انجام پژوهش پایان‌­نامه متأثر از تجربه­‌های زیسته و زندگی شماست. پایان‌­نامه­‌ای که در بیست‌­وچند سالگی می‌نویسیم، با آنچه در سن بالاتر می‌­نویسیم، متفاوت خواهد بود. پایان‌نامه اصولاً مبهم است؛ در حقیقت تجربه‌ی شخصی من این است. در سال­‌های دانشجویی شما ذهنیت گنگی دارید؛ همه‌چیز مبهم است؛ ذهن شما پرواز می‌کند؛ خیلی تصویر روشنی از موضوعات ندارید؛ سؤال روشنی ندارید و مطالب زیادی نمی‌دانید.
کار پژوهشی در خارج از دانشگاه عموماً معطوف به یک مسئله­‌ی مشخص است و پژوهش ساختار روشن‌تری دارد. قاعدتاً هم از دغدغه‌ی شخصی شما جداست. شما آن کار را برای یک نهاد یا یک مسئله‌ی روشن انجام می‌­دهید و این تا اندازه­‌ی زیادی به واضح بودن مسیر پژوهش کمک می­‌کند. چنین موقعیت [آگاهانه­‌ای] در پایان­‌نامه­‌ی کارشناسی ارشد معمولاً کم پیدا می­‌شود. معدود آدم‌هایی هستند که مسیر روشنی را برای پژوهش خود از دوره‌ی کارشناسی تصور می‌کنند و در دوره‌ی ارشد و به واسطه‌ی پژوهش پایان‌­نامه عملی‌اش می­‌کنند. در کارهای این دسته از افراد، این وضوح در مسیر پژوهش هم مشخص‌تر است. من از این دسته نبودم. علاوه بر این، به نظر من حدود پژوهش، یعنی مقیاس پژوهش، در پژوهش‌های خارج از دانشگاه واضح‌تر است. در واقع  وضوح دایره‌ی پژوهش و ساختار پژوهش در کار پژوهشی خارج از دانشگاه مهم‌ترین تفاوتی است که میان پژوهش پایان‌­نامه‌ی دانشگاهی و پژوهشی خارج از دانشگاه وجود دارد. در واقع علت این تفاوت در هدف پژوهش است؛ چون معمولاً پژوهش خارج از دانشگاه به دنبال پاسخ به مسئله­‌ای واضح است. در صورتی که پژوهش دانشگاهی برخاسته از ذهنیت دانشجویی است که دست بر قضا  شاید ذهنیت خیلی روشنی نسبت به مسئله‌­‌ی تحقیق ندارد.
۱۷ـ آیا پژوهش‌ورزی تأثیری بر حرفه‌ی امروزی‌تان دارد؟
بله. به نظر من نه فقط بر حرفه، بلکه بر شخصیت شما تأثیر می­‌گذارد. نحوه­‌ی برخورد شما با منابع و داده­‌ها، به عنوان پژوهشگر، راستی‌آزمایی شواهد، اعتماد به آنها، مثلث‌­بندی و نتیجه­‌گیری، تقویت اعتبار منابع یا تضعیف آنها، روحیه­‌ای را در شما شکل ­می‌­دهد که نه فقط بر حرفه‌­ی شما، بلکه بر شخصیت شما نیز تأثیر خواهد داشت. مثلاً در مواجهه با سیل اخبار و اطلاعاتی که هرروزه با آنها برخورد می­‌کنید، روحیه­‌ی پژوهش‌ورزی شما می‌­تواند نوع برخورد شما با مسائل مختلف را تغییر دهد؛ اینکه چیزهایی را بپذیرید یا نپذیرید، یا چه طور مسائل را تحلیل یا راستی‌آزمایی کنید.
۱۸ـ برداشتتان از وضع کنونی پژوهش‌های تاریخی در محیط اطرافتان چیست؟
در مجموع فکر می­‌کنم وضع پژوهش رشد خوبی داشته و نسبت به زمانی که ما وارد این رشته شدیم، مقوله­‌ای همه‌گیرتر شده است. شاید زمانی که ما از دانشگاه به عنوان فارغ‌التحصیل یک رشته‌­ی پژوهشی خارج شدیم، چندان نمی‌توانستیم موقعیت شغلی پیدا کنیم و از این توانایی­‌ها در آن استفاده کنیم. یعنی خیلی باید خوش‌شانس می‌بودیم اگر این اتفاق می‌افتاد. اگر هم چنین موقعیتی پیدا می­‌شد، احتمالاً درآمد آن‌چنانی نداشت. ولی الان و با توجه به شرایط اقتصادی فعلی، اینکه شما بتوانید به عنوان پژوهشگر زندگی کنید، امری امکان‌پذیر است. چون هم کارفرماهای شخصی و هم کارفرماهای دولتی یا نیمه‌دولتی، بیشتر از قبل، به لزوم پژوهش پی برده‌­اند. علاوه بر حوزه‌ی مطالعات معماری، در رشته‌های علوم انسانی نیز پروژه‌های متنوعی در مقیاس‌های مختلف تعریف می‌­شود که در نهایت به دنبال تدوین سند یا موشکافی موضوعی است و این اتفاق رشد بزرگی است. به نظر من جامعه با [مقوله‌ی] پژوهش بیش از قبل آشنا شده است. همین الان می­‌توانید پادکست‌هایی با محتوای پژوهشی را دنبال کنید که مخاطبان زیادی دارد. همین اتفاق نشان می‌دهد که چقدر آدم‌های مختلف در موضوعات مختلف مشغول کار پژوهشی‌اند و محتوای آن پژوهش برای مردم جالب است و حتی اهمیت اقتصادی دارد.
در مورد خارج از ایران اطلاعی از این موضوع ندارم و بیشتر در مورد ایران صحبت می­‌کنم. تصورم این بود که همیشه ما قدری از فضای پژوهشی خارج از ایران عقب‌تریم؛ یعنی اگر الآن ما اخیراً به چنین وضعیتی در پژوهش رسیده‌ایم، در خارج از ایران، به‌طور خاص در اروپا و آمریکا، احتمالاً سال‌هاست که این وضعیت حاکم است.