اندازه‌ی متن:

به کوشش فاطمه حسینی امامی

در دومین گفت‌وگو از سلسله‌گفت‌وگوهای «یک تحقیق‌، یک تجربه» با ندا عباسی ملکی، دانش‌آموخته‌ی مطالعات معماری ایران، درباره‌ی موضوع رساله‌ی دکتری‌اش در دانشگاه لافبرو گفت‌وگو کردیم. «زنان و معماری فضای خانگی: شیوه‌های قدرت و مدرنیته بر فضاهای خانه و تجربه‌های فضایی زنان» عنوان رساله‌ی دکتری وی است.
ندا عباسی ملکی در گفت‌وگو با ما از دغدغه‌هایش برای انتخاب این موضوع، و چرایی لزوم پژوهش بر آن گفته است. همچنین با بهره از تجاربش در محیط‌ دانشگاهی ایران و انگلستان، ضعف‌های موجود در پژوهش‌های تاریخی را کم‌وبیش بیان، و پیشنهاداتی برای اثرگذاری هرچه‌بیشتر آنها در جامعه مطرح می‌کند.
۱ـ این پژوهش دانشگاهی را برای کدام مقطع و کدام دانشگاه انجام داده‌اید؟
این پژوهش در قالب رساله‌ی دکتری در گروه معماری دانشگاه لافبرو در انگلستان در حال انجام است.
۲ـ چگونه ایده‌ی پژوهش بر این موضوع به ذهن شما رسید؟
در مسیر مطالعاتم به رابطه‌ی میان معماری، قدرت، مدرنیته و تجربیات روزمره‌ی زنان در خانه علاقه‌مند شدم. مشاهده‌ی تأثیر گفتمان‌های مدرن و سیاست‌های قدرت بر شکل‌گیری فضای خانه و زندگی زنان در ایران این ایده را شکل داد. بخشی از این علاقه نیز از تحلیل نقش نشریات و رسانه‌های چاپی در شکل‌دهی به سلیقه‌ها و الگوهای زندگی خانگی در تاریخ معاصر ایران ناشی شد.
۳ـ پس به نظر می‌رسد دغدغه یا سلیقه‌ای شخصی در انتخاب این موضوع دخیل بود.
بله، دغدغه‌ی شخصی من همیشه مطالعات مربوط به خانه و تجربیات زیسته در خانه بوده است و اکنون به‌صورت تحلیل روایت‌های ناگفته و پنهان زنان در فضاهای خصوصی ادامه یافته است. زنان معمولاً بیشترین زمان را در خانه می‌گذرانند؛ اما رابطه‌ی آن‌ها با خانه و فضای بیرون در حال تغییر است و در این میان خود فضای خانگی نیز دستخوش تغییراتی می‌شود.
۴ـ چگونه به لزوم انجام این پژوهش پی بردید؟
با مرور منابع و تحقیقات قبلی دریافتم که اغلب به فضای خانگی از منظر طراحی معماری توجه شده است و کمتر به تجربیات زیسته‌ی زنان و پیوند آن با قدرت و مدرنیته پرداخته شده است.
۵ـ انجام این پژوهش نیازمند چه مراحلی بود؟
مطالعه‌ی ادبیات نظری، تحلیل متون آرشیوی و نشریات تاریخی، مصاحبه با زنان، تحلیل تجربیات فضایی، و تلفیق داده‌ها در چارچوب‌های نظری انتقادی. همچنین ادغام مطالعات منابع مکتوب، آرشیو مجلات قدیمی، تحلیل محتوای نوشتاری و دیداری، انجام مصاحبه‌های کیفی و کدگذاری داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهایی مانند NVivo  و Obsidian از مراحل اساسی این پژوهش بود.
۶ـ چگونه هدف پژوهشتان را تدقیق کردید؟
این پژوهش ابتدا با یک علاقه و پرسش شخصی آغاز شد و پس از مطالعه‌ی منابع متنوع، محدوده و ابعاد آن مشخص‌تر شد. بررسی نمونه‌های مشابه در سایر کشورها و جمع‌آوری منابع کمک کرد هدف اصلی پژوهش به بازخوانی قدرت و مدرنیته در شکل‌گیری فضای خانه و بازتاب آن در تجربیات زنان محدود و دقیق شود.
۷ـ به نظر می‌رسد برای پیشبرد کارتان از منابع کتابخانه‌ای و فعالیت‌های میدانی بهره برده‌اید. به منابع چگونه دست یافتید و کارهای میدانی پژوهش چگونه پیش رفت؟
از آرشیوهای دیجیتال مجلات در ایران، کتابخانه‌ی دانشگاه تهران، منابع علمی و رساله‌های دانشگاهی در سطح بین‌المللی بهره بردم. بخش مهمی از داده‌ها نیز از طریق مصاحبه با زنان ایرانی گردآوری شد که شامل کشیدن نقشه‌ی خانه و عکاسی از فضای خانگی توسط خود زنان و سپس انجام مصاحبه بود. ماهیت میان‌رشته‌ای پژوهش نیز نیازمند مطالعه در حوزه‌های رسانه، فضای خانگی، مطالعات زنان، نظریات قدرت و فمینیسم، تحلیل داده‌های تصویری و جامعه‌شناسی بود.
۸ـ چه مدت به جمع‌آوری داده پرداختید؟
مرحله‌ی جمع‌آوری داده‌های آرشیوی حدود دو ماه و مرحله‌ی مصاحبه‌های میدانی حدود سه ماه طول کشید.
۹ـ با داده‌های به‌دست‌آمده چه کردید؟
داده‌های پژوهش شامل دو بخش اصلی بود: داده‌های ثانویه (نشریات زنان و تحلیل تصویری) و داده‌های اصلی (مصاحبه‌ها، نقشه‌ها و عکس‌های خانه). این داده‌ها را کدگذاری، دسته‌بندی و تحلیل و یافته‌ها را در قالب فصل‌های مختلف رساله ساختاربندی کردم.
۱۰ـ چه ساختاری برای پژوهش تعریف کردید؟
رساله در بخش‌های اصلی شامل چارچوب نظری، بستر تاریخی، روش‌شناسی، تحلیل گفتمان رسانه‌ای، تحلیل تجربیات فضایی زنان و در نهایت بحث و نتیجه‌گیری ساختاربندی شده است.
۱۱ـ آیا ساختار طی مسیر پژوهش تغییر کرد؟
بله، در طول پژوهش با توجه به غنای داده‌ها و نکات پیش‌بینی‌نشده، ساختار نهایی رساله کامل‌تر و منسجم‌تر شد.
۱۲ـ آیا کار نهایی بر هدف اولیه منطبق بود؟
تا حد زیادی منطبق بود. هرچند در جریان کار ابعاد جدیدی از موضوع کشف شد که افق پژوهش را گسترده‌تر کرد. هرچه بیشتر پیش می‌رفتم، جهت‌گیری پژوهش شفاف‌تر و دقیق‌تر می‌شد. تغییر مسیر نداشتم، اما مسیر تحقیق روشن‌تر شد.
۱۳ـ آیا این پژوهش نقطه‌ی پایانی داشت یا دارد؟
این پروژه در قالب رساله‌ی دکتری در مرحله‌ی پایان و آماده‌سازی برای انتشار نتایج است. اما ایده‌های آن مبنای پژوهش‌های پسادکتری و مقالات علمی آینده‌ی من خواهد بود.
۱۴ـ اگر دوباره فرصت داشتید، چه اقداماتی طی این پژوهش انجام می‌دادید؟
دوست داشتم مصاحبه‌ها را به‌صورت حضوری انجام دهم تا تعامل بیشتری با شرکت‌کنندگان داشته باشم. هدفم این بود که همه‌ی مراحل تحقیق حضوری باشد؛ اما به دلیل شرایط پیش‌آمده، کار میدانی به‌صورت آنلاین انجام شد.
۱۵ـ تجربه‌ی دوران مطالعات معماری چه کمکی به کارتان کرد؟
تحصیل در مطالعات معماری کمک کرد با رویکردی انتقادی به فضا نگاه کنم و روش‌های میان‌رشته‌ای را تلفیق کنم. زاویه‌ی نگاه میان‌رشته‌ای در مطالعات معماری بیشترین تأثیر را بر کار من داشت.
۱۶ـ هم‌اکنون که مشغول انجام یک پژوهش دانشگاهی هستید، چه تفاوتی میان آن و پژوهش غیر دانشگاهی می‌بینید؟
پروژه‌های خارج از دانشگاه معمولاً هدف‌گذاری، زمان‌بندی و کاربرد متفاوتی دارد و نیازمند تعامل مستقیم با نهادها یا جوامع خاص است.
۱۷ـ برداشتتان از وضعیت پژوهش‌های تاریخی در محیط اطرافتان چیست؟
به نظرم در وضعیت کنونیِ پژوهش‌های تاریخی، نیاز است رویکردهای میان‌رشته‌ای و تعاملی بیش از پیش تقویت شود. چنین رویکردهایی می‌تواند شکاف میان نظریه و عمل را پر کند و نتایج پژوهش را از سطح دانشگاهی به بسترهای اجتماعی و حرفه‌ای پیوند دهد. در عین حال، ضروری است که پژوهشگران و نهادهای علمی در برخورد با مسائل تاریخی و اجتماعی، انعطاف‌پذیری بیشتری داشته باشند و به رویکردهای انتقادی، که امکان بازاندیشی و نقد ساختارهای موجود را فراهم می‌کند، بها دهند. همچنین لازم است نتایج این پژوهش‌ها به‌صورت ملموس و قابل استفاده در سیاست‌گذاری‌ها، آموزش و طراحی فضاها به‌کار گرفته شود تا تأثیر واقعی در زندگی مردم داشته باشد. در نهایت، حمایت نهادهای آموزشی و فرهنگی از پژوهش‌های مستقل و میان‌رشته‌ای می‌تواند مسیر رشد این حوزه را هموارتر کند.