اندازه‌ی متن:

«مقرر فرموديم كه هركس به هر طريق كه خواهد صابون پزد و فروشد تا اين معنى باعثِ رفاهتِ احوالِ كافۀ برايا گشته احدى را بدين جهت راهِ شلتاق و تعرض بر احدى نباشد»

 

این بخشی از متنِ لوحه‌ای سنگی است در مسجد جامع صغير كهنه در محله شادخانه نی‏ريز 

 

 

 

گویا صابونخانه‌های اجباری در کار بوده است که پیه را از قصابان به زور و ارزان می‌خریدند و در کارِ صابون می‌کردند. ریختنِ صابون و خرید و فروشِ آن هم حقِ انحصاری این صابونخانه‌ها بوده. صابونِ عمل آمده را حاکم و متصدی به اجبار و با نامِ طرح به مردم می‌دادند. گاهی این صابون آن‌چنان بد بوده که کف نمی‌کرده (از این رو به هر چیزِ بی‌خاصیت صابونِ سلطانی گویند). این لوحه یکی از احکامِ شاهانه است برای فیصله دادن به این دعواهای صابونی. دعواهای صابونی به متن‌هایی چون حبیب‌السیر هم راه یافته است.